به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا و به نقل از شورای جهانی طلا، طلا نقش کلیدی بهعنوان یک سرمایهگذاری استراتژیک بلندمدت و یکی از ارکان اصلی تخصیص دارایی در یک پرتفوی بهخوبی متنوعشده دارد. سرمایهگذاران در طول زمان توانستهاند بخش عمدهای از ارزش طلا را از طریق سرمایهگذاری بلندمدت و بهرهگیری از جایگاه آن بهعنوان دارایی امن در دورههای عدماطمینان اقتصادی شناسایی و استفاده کنند.
طلا داراییای با نقدشوندگی بسیار بالا است، بدهیِ هیچکس محسوب نمیشود، ریسک اعتباری ندارد و کمیاب است؛ و از نظر تاریخی ارزش خود را در طول زمان حفظ کرده است. همچنین از منابع متنوع تقاضا بهرهمند است: بهعنوان ابزار سرمایهگذاری، دارایی ذخیرهای، جواهرات و یک مؤلفه مهم در حوزه فناوری. این ویژگیها باعث میشود طلا بتواند به سه شکل کلیدی یک پرتفوی را تقویت کند:
- ایجاد بازدهی بلندمدت
- بهبود تنوعبخشی
- تأمین نقدشوندگی

مجموع این ویژگیها طلا را به مکملی روشن برای سهام و اوراق قرضه تبدیل میکند و آن را به افزودهای مطلوب برای پرتفویهای متنوع و گسترده بدل میسازد.
علاوه بر این، حرکت بهسوی ادغام بیشتر اهداف محیطزیستی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) در استراتژیهای سرمایهگذاری، پیامدهای مهمی دارد و ما معتقدیم طلا میتواند در حمایت از این اهداف نقش ایفا کند. طلا – بهویژه طلاهایی که از منابع سرمایهگذاری معتبر تأمین میشوند – باید بهعنوان داراییای شناخته شود که بهصورت مسئولانه تولید شده و از زنجیره تأمینی برخوردار است که به استانداردهای بالای ESG پایبند است. طلا همچنین میتواند در کاهش میزان مواجهه سرمایهگذاران با ریسکهای مرتبط با تغییرات اقلیمی نقش بالقوهای داشته باشد.
ویژگیهای کلیدی طلا – بازدهی
منبعی بلندمدت برای بازده
سرمایهگذاران مدتهاست طلا را داراییای مفید در دورههای عدماطمینان تلقی میکنند. با این حال، از منظر تاریخی، طلا در بلندمدت هم در دورههای اقتصادی خوب و هم بد، بازدهی مثبت ایجاد کرده است. منابع متنوع تقاضا به طلا نوعی تابآوری خاص میبخشد و این امکان را فراهم میکند که در شرایط مختلف بازار، بازدهی قابلاتکایی ارائه دهد (شکل ۱).
از یکسو، طلا اغلب بهعنوان سرمایهگذاریای برای حفاظت و افزایش ثروت در بلندمدت مورد استفاده قرار میگیرد و از سوی دیگر، از طریق تقاضای جواهرات و فناوری، یک کالای مصرفی نیز محسوب میشود. در دورههای عدماطمینان اقتصادی، این تقاضای سرمایهگذاریِ ضدچرخهای است که قیمت طلا را افزایش میدهد. در دورههای رونق اقتصادی، تقاضای مصرفیِ همچرخهای از عملکرد آن حمایت میکند.
شکل یک: منابع تقاضای طلا
میانگین تقاضای خالص سالانه برابر با ۳۱۸۱ تن (تقریباً معادل ۳۵۱ میلیارد دلار آمریکا)

با نگاهی به بیش از نیمقرن گذشته از زمان فروپاشی استاندارد طلای آمریکا در سال ۱۹۷۱، قیمت طلا به دلار آمریکا بهطور میانگین سالانه ۹ درصد افزایش یافته است؛ عملکردی قابلمقایسه با سهام و بالاتر از اوراق قرضه در همین بازه زمانی. طلا همچنین طی دورههای ۱، ۳، ۵، ۱۰ و ۲۰ سال گذشته از بسیاری از طبقات اصلی دارایی (asset class) عملکرد بهتری داشته است (نمودار ۱).
نمودار1: طلا در افقهای ۱، ۳، ۵، ۱۰ و ۲۰ ساله عملکرد قدرتمندی داشته است، حتی با وجود عملکرد قوی داراییهای پرریسک
بازدهی سالانهشده در دورههای ۱، ۳، ۵، ۱۰ و ۲۰ ساله

اینکه طلا چنین عملکرد قدرتمندی داشته، تصادفی نیست. پژوهشهای ما نشان میدهد قیمت طلا در بلندمدت عمدتاً تحت تأثیر یک مؤلفه اقتصادی است که با یک مؤلفه مالی متعادل میشود. ما این رویکرد را «بازده مورد انتظار بلندمدت طلا یا GLTER» مینامیم.
چارچوب قدرتمند GLTER بر ترکیب و محرکهای ذخایر طلای موجود در سطح زمین بنا شده است. این مدل نشان میدهد بازده بلندمدت طلا ارتباط نزدیکی با تولید ناخالص داخلی جهانی دارد و در نتیجه، بهطور معناداری بالاتر از نرخ تورم است. این موضوع همچنین بیانگر آن است که طلا باید بهعنوان داراییای دیده شود که میتواند بهطور مثبت به بازده بلندمدت پرتفوی کمک کند و نقش تثبیتشده آن بهعنوان ابزار پوشش ریسک را تکمیل نماید.
علاوه بر این، تنوع در منابع تقاضا باعث میشود طلا نسبت به برخی شاخصهای سهامی، سایر کالاها یا داراییهای جایگزین، نوسانپذیری کمتری داشته باشد (نمودار ۲).
نمودار 2: طلا به دلیل مقیاس بازار، نقدشوندگی بالا و منابع متنوع تقاضا، نوسان کمتری نسبت به بسیاری از شاخصهای سهامی، داراییهای جایگزین و کالاها داشته است
نوسان روزانه سالانهشده داراییهای اصلی از سال ۲۰۰۵ به بعد

غلبه بر تورم، مقابله با تورم منفی
طلا مدتهاست بهعنوان پوششی در برابر تورم در نظر گرفته میشود و دادهها این موضوع را تأیید میکنند: از سال ۱۹۷۱، طلا از شاخصهای قیمت مصرفکننده (CPI) آمریکا و جهان پیشی گرفته است. طلا همچنین در برابر تورمهای بالا از سرمایهگذاران محافظت میکند: در سالهایی که نرخ تورم بین ۲ درصد تا ۵ درصد بوده، قیمت طلا بهطور متوسط سالانه ۱۰ درصد افزایش یافته است. این رقم در سطوح تورمی بالاتر، بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است (نمودار ۳). بنابراین، در بلندمدت، طلا نهتنها سرمایه را حفظ کرده، بلکه به رشد آن نیز کمک کرده است.
نمودار3: طلا بهطور تاریخی در دورههای تورم بالا رشد میکند
بازدهی اسمی و واقعی طلا به دلار آمریکا بهعنوان تابعی از تورم سالانه

پژوهشهای ما همچنین نشان میدهد که طلا توانایی عملکرد مناسب در دورههای تورم منفی را نیز دارد. این دورهها معمولاً با نرخهای بهره پایین، کاهش مصرف و سرمایهگذاری و فشارهای مالی همراه هستند؛ عواملی که همگی تمایل به افزایش تقاضای سرمایهگذاری برای طلا دارند.
ذخیره ارزش
از نظر تاریخی، ارزهای اصلی به طلا متصل بودند. این وضعیت با فروپاشی استاندارد طلای آمریکا در سال ۱۹۷۱ و در نهایت سقوط نظام برتون وودز تغییر کرد. از آن زمان تاکنون، با چند استثنای محدود، طلا بهطور قابلتوجهی از تمامی ارزهای اصلی و کالاها عملکرد بهتری داشته است. هرچند این برتری بلافاصله پس از پایان استاندارد طلا بسیار پررنگ بود، اما طلا در سالهای اخیر نیز همچنان از بیشتر ارزهای اصلی پیشی گرفته است (نمودار ۴).
یکی از عوامل کلیدی این عملکرد قدرتمند آن است که حجم طلای موجود در سطح زمین بهتدریج و با سرعتی پایین رشد میکند؛ بهطور متوسط ۱.۷ درصد در سال طی ۲۵ سال گذشته. در مقابل، حجم نقدینگی ارزها در همین دوره با نرخ بسیار بالاتر ۷.۳ درصد افزایش یافته است.
نمودار 4: قدرت خرید ارزهای اصلی و کالاها نسبت به طلا بهشدت کاهش یافته است
ارزش ارزها و سبد کالاها نسبت به طلا (ژانویه ۲۰۰۰ = ۱۰۰)

پولهای بدون پشتوانه (فیات) میتوانند بهصورت نامحدود چاپ شوند تا از سیاستهای پولی حمایت کنند. این موضوع بهوضوح در سیاستهای تسهیل کمی (QE) که پس از بحران مالی جهانی (GFC) و همهگیری کووید-۱۹ اجرا شد، قابل مشاهده است. این بحرانها باعث شد بسیاری از سرمایهگذاران برای پوشش ریسک کاهش ارزش ارزها و حفظ قدرت خرید خود در طول زمان، به طلا روی بیاورند.
محیطی که در نتیجه سیاستهای QE شکل گرفت، شرایطی ایدهآل برای عملکرد مثبت طلا فراهم کرد؛ بهطوری که قیمت طلا همراستا با رشد سریع عرضه پول در آمریکا حرکت کرد (نمودار ۵).
نمودار 5: قیمت طلا همگام با رشد حجم پول آمریکا افزایش یافته است
رشد نقدینگی M۲ آمریکا، شاخص قیمت مصرفکننده آمریکا و قیمت طلا

ویژگیهای کلیدی طلا – تنوعبخشی
تنوعبخشیِ واقعاً کارآمد
یافتن داراییهایی که واقعاً بتوانند نقش تنوعبخش مؤثر را ایفا کنند، کار سادهای نیست. بسیاری از داراییها با افزایش نااطمینانی بازار و تشدید نوسانات، بهطور فزایندهای همبستگی پیدا میکنند؛ پدیدهای که تا حدی ناشی از تصمیمهای سرمایهگذاری مبتنی بر «ریسکپذیری/گریز از ریسک» است. در نتیجه، بسیاری از داراییهایی که بهعنوان ابزار تنوعبخشی شناخته میشوند، دقیقاً در زمانی که سرمایهگذاران بیشترین نیاز را به آنها دارند، در محافظت از پرتفوی ناکام میمانند.
علاوه بر این، با افزایش تورم در سالهای اخیر، اوراق بدهی همبستگی مثبتتری با سهام پیدا کردهاند و نقش سنتی آنها در متعادلسازی پرتفوی تضعیف شده است.
طلا از این جهت متفاوت است که همبستگی منفی آن با سهام و سایر داراییهای پرریسک، در زمان افت این داراییها افزایش مییابد. بحران مالی جهانی نمونه روشنی از این موضوع است. در آن دوره، سهام و سایر داراییهای پرریسک سقوط کردند؛ همانطور که صندوقهای پوشش ریسک، املاک و مستغلات و اغلب کالاها که سالها بهعنوان ابزار تنوعبخشی شناخته میشدند، افت کردند. در مقابل، طلا نهتنها ارزش خود را حفظ کرد، بلکه قیمت آن نیز افزایش یافت و از دسامبر ۲۰۰۷ تا فوریه ۲۰۰۹، به دلار آمریکا بیستویک واحد رشد کرد. همچنین در افتهای شدید بازار سهام در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۵، عملکرد طلا همچنان مثبت باقی ماند.
نمودار 6: در فروشهای شدید بازار، همبستگی منفی طلا با سهام افزایش مییابد
همبستگی میان طلا، اوراق خزانهداری آمریکا و سهام آمریکا در شرایط مختلف عملکرد بازار سهام

این عملکرد قدرتمند چندان هم غافلگیرکننده نیست. بهجز چند استثنای محدود، طلا در دورههای ریسک سیستمی عملکردی بهویژه مؤثر داشته و توانسته بازدهی مثبت ایجاد کند و زیان کلی پرتفوی را کاهش دهد (نمودار ۷).
نمودار 7: قیمت طلا در دورههای ریسک سیستمی تمایل به افزایش دارد
رفتار سهام، اوراق بدهی و طلا در بحرانهای مختلف.

اما همبستگی طلا تنها در دورههای بحران به نفع سرمایهگذاران عمل نمیکند. در شرایط مثبت بازار نیز میتواند همبستگی مثبتی با سهام و سایر داراییهای پرریسک داشته باشد و به این ترتیب، طلا را به ابزاری پوششدهنده، متوازن و کارآمد تبدیل کند.
این ویژگی از ماهیت دوگانه طلا ناشی میشود: طلا هم یک دارایی سرمایهگذاری است و هم یک کالای مصرفی. بنابراین، عملکرد بلندمدت آن از رشد درآمدها حمایت میگیرد. تحلیلهای ما این موضوع را تأیید میکند و نشان میدهد زمانی که سهام رشد قدرتمندی را تجربه میکند، همبستگی آن با طلا میتواند افزایش یابد. این امر ناشی از «اثر ثروت» است که تقاضای مصرفی طلا را تقویت میکند، و همچنین تقاضای سرمایهگذارانی که بهدنبال محافظت در برابر افزایش انتظارات تورمی هستند.
نمودار 8: طلا در دورههای بهبود پس از فروشهای سیستمی عملکرد مناسبی دارد
عملکرد طلا و اوراق خزانهداری از کف بازار تا نقطه بازیابی بازار

ویژگیهای کلیدی طلا – نقدشوندگی
بازاری عمیق و نقدشونده
بازار طلا بازاری بزرگ، جهانی و بسیار نقدشونده است. برآورد ما نشان میدهد که ارزش داراییهای فیزیکی طلا که در اختیار سرمایهگذاران و بانکهای مرکزی قرار دارد، حدود ۱۲.۶ تریلیون دلار آمریکا است. علاوه بر آن، حدود ۱.۴ تریلیون دلار موقعیت باز از طریق ابزارهای مشتقهای که در بورسها یا بازار خارج از بورس معامله میشوند، وجود دارد.
بازار طلا از نظر نقدشوندگی حتی از بازار برخی داراییهای بزرگ دیگر، از جمله یورو/پوند و شاخص داوجونز، نیز نقدشوندهتر است و حجم معاملات خارج از بورس آن با اوراق خزانهداری آمریکا قابل مقایسه است (نمودار ۹). حجم کل معاملات طلا در سال ۲۰۲۵ بهطور متوسط حدود ۳۶۱ میلیارد دلار در روز بوده است. در این دوره، معاملات خارج از بورس حدود ۱۸۰ میلیارد دلار را تشکیل میداد که عمدتاً شامل قراردادهای نقدی بود، و معاملات آتی طلا نیز در بورسهای مختلف جهان روزانه حدود ۱۷۴ میلیارد دلار حجم داشت. صندوقهای قابل معامله طلا با پشتوانه فیزیکی نیز منبع دیگری از نقدشوندگی به شمار میروند و بهطور میانگین روزانه حدود ۷ میلیارد دلار معامله میشوند (نمودار ۱۰).
نمودار 9: حجم معاملات طلا از بسیاری از داراییهای مالی بزرگ دیگر بیشتر است
میانگین حجم معاملات روزانه در سال گذشته به دلار آمریکا

نمودار10: طلا در بسترهای اصلی سرمایهگذاری از نقدشوندگی بالایی برخوردار است
میانگین حجم معاملات روزانه به تفکیک کانال دسترسی در سال ۲۰۲۵

مقیاس و عمق این بازار بهگونهای است که میتواند بهراحتی پذیرای سرمایهگذاران نهادی بزرگ با استراتژی خرید و نگهداری باشد. برخلاف بسیاری از بازارهای مالی، نقدشوندگی طلا حتی در زمان فشارهای مالی نیز از بین نمیرود. نکته مهم آن است که طلا به سرمایهگذاران اجازه میدهد تعهدات و بدهیهای خود را در شرایطی پرداخت کنند که فروش داراییهای کمنقدشونده موجود در پرتفوی دشوار یا همراه با قیمتگذاری نادرست است.
اثر طلا بر پرتفوی – نسبت ریسک به بازده
بررسی ریسک و بازده
بازدهی بلندمدت، نقدشوندگی و تنوعبخشی مؤثر، همگی به بهبود عملکرد کلی پرتفوی کمک میکنند. در کنار هم، این ویژگیها نشان میدهند که افزودن طلا میتواند بهطور معناداری بازده تعدیلشده به ریسک پرتفوی را افزایش دهد.
تحلیل ما از عملکرد سرمایهگذاری در دورههای ۳، ۵، ۱۰ و ۲۰ ساله، اثر مثبت طلا بر یک پرتفوی نهادی را برجسته میکند (نمودار ۱۱).
نمودار 11: ترکیب یک نمونه پرتفوی
تخصیص دارایی فرضی: ۵۰ درصد سهام، ۴۰ درصد درآمد ثابت، ۱۰ درصد داراییهای جایگزین

این تحلیل نشان میدهد که یک پرتفوی فرضی متوسط دلاری، در صورتی که ۲.۵ درصد، ۵ درصد، ۷.۵ درصد یا ۱۰ درصد از دارایی خود را به طلا اختصاص میداد، به بازدهی تعدیلشده به ریسک بالاتر و افتهای حداکثری کمتر دست مییافت (نمودار ۱۲ و جدول ۱)
نمودار 12: افزودن طلا طی ۲۰ سال گذشته، بازدهی تعدیلشده به ریسک یک پرتفوی فرضی دلاری را افزایش میداد
مقایسه بازدهی تعدیلشده به ریسک پرتفوی فرضی با و بدون طلا

جدول یک: طلا با کاهش نوسان و افتهای حداکثری پرتفوی، بازدهی تعدیلشده به ریسک را افزایش داده است
مقایسه پرتفوی فرضی دلاری با پرتفویی مشابه شامل ۵ درصد طلا در افقهای ۳، ۵، ۱۰، و ۲۰ ساله

علاوه بر آزمونهای بازگشتی سنتی مبتنی بر دادههای تاریخی، تحلیل بهینهسازی میانگین–واریانس نیز نشان میدهد که افزودن طلا به مجموعه داراییها میتواند کارایی پرتفوی را بهطور معناداری افزایش دهد و مرز کارا را به سمت بالا جابهجا کند. برای مثال، پرتفویی که شامل طلا باشد، میتواند با همان سطح ریسک، بازدهی بالاتری ایجاد کند یا با همان سطح بازده، ریسک کمتری داشته باشد (نمودار ۱۳).
نمودار 13: طلا میتواند کارایی پرتفوی را در سطوح مختلف ریسک بهطور معناداری بهبود دهد
مرز کارا با حضور طلا و بدون طلا

میزان «بهینه» تخصیص طلا بسته به تصمیمهای فردی در تخصیص دارایی متفاوت است. بهطور کلی، نتایج تحلیل نشان میدهد هرچه ریسک پرتفوی از نظر نوسان بیشتر باشد، برای خنثیسازی این ریسک، نیاز به تخصیص بالاتری از طلا در بازه مورد بررسی وجود دارد (نمودار ۱۴).
نمودار 14: میزان بهینه تخصیص طلا به سطح ریسک پرتفوی وابسته است
سهم طلا که بیشترین بازدهی تعدیلشده به ریسک را برای هر ترکیب پرتفوی فرضی ایجاد میکند

اثر طلا بر پرتفوی – ملاحظات ESG
اعتبار و نقش طلا در حوزه محیطزیست، مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی
اگرچه استخراج طلا ذاتاً یک فعالیت معدنی و استخراجی است، اما تولیدکنندگان مسئول طلا از چارچوبهای سختگیرانهای برای کاهش اثرات زیستمحیطی و مدیریت ریسکها پیروی میکنند. در واقع، صنعت استخراج طلا از نظر اجتماعی و اقتصادی نقشی کلیدی در جوامع محلی و کشورهای میزبان ایفا میکند؛ از طریق پرداخت دستمزد و مالیات، حمایت از توسعه اقتصادی محلی، بهبود زیرساختها، فراهمسازی دسترسی به خدمات درمانی و آموزشی و موارد بسیار دیگر. بخش عمده این هزینهها در اقتصادهای محلی کشورهای میزبان باقی میماند؛ موضوعی که اخیراً در مطالعات مربوط به سنجش اثرات اجتماعی و اقتصادی صنعت استخراج طلا مستند شده است. این صنعت همچنین متعهد به مشارکت در تحقق اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد است.
طلا همچنین میتواند در کاهش مواجهه سرمایهگذاران با ریسکهای مرتبط با تغییرات اقلیمی نقش داشته باشد. نبود انتشار آلاینده در مراحل پاییندستی طلا پیامدهای مهمی دارد، چرا که نگهداری طلا میتواند شدت کربنی کل ارزش پرتفوی را کاهش دهد. علاوه بر این، چشمانداز مثبت برای کربنزدایی زنجیره ارزش طلا در آینده، میتواند مزایایی برای پروفایل کربنی پیشبینیشده، «دمای ضمنی» و همراستایی پرتفوی با اهداف اقلیمی ایجاد کند.
تحلیل ما نشان میدهد که طلا این ظرفیت را دارد که در سناریوهای مختلف بلندمدت اقلیمی، عملکردی بهتر از بسیاری از طبقات اصلی دارایی داشته باشد؛ بهویژه در شرایطی که پیامدهای تغییرات اقلیمی باعث ایجاد یا تشدید نوسانات بازار شوند، یا اقتصاد جهانی با یک گذار پرتنش و اخلالزا به سمت اقتصاد با انتشار خالص صفر کربن مواجه شود. علاوه بر این، ارزش طلا احتمالاً کمتر از سایر داراییها تحت تأثیر منفی افزایش قیمت کربن قرار میگیرد و از این منظر، درجهای از محافظت را در برابر واکنشهای سیاستی محتمل برای تسریع روند کربنزدایی اقتصاد فراهم میکند.
ریسکها و چالشهای بالقوه
با توجه به مبادله ریسک و بازده که در هر سرمایهگذاری وجود دارد، ضروری است که نهتنها فرصتهای بالقوه، بلکه ریسکهای کلیدی نیز شناسایی و درک شوند.
نبود جریان نقدی:
یکی از ایرادهایی که معمولاً به طلا نسبت داده میشود این است که برخلاف برخی طبقات دارایی دیگر مانند اوراق بدهی، املاک یا حتی بخشی از سهام شرکتها، جریان درآمدی منظم ایجاد نمیکند. اما دلیل این موضوع ساده است: طلا فاقد ریسک اعتباری است. هیچ تعهدی برای بازپرداخت وجود ندارد و طلا همچنین هیچگونه ریسک طرف مقابل را نیز متحمل نمیشود. در نتیجه، سرمایهگذاران برای منتفع شدن از طلا به افزایش قیمت آن متکی هستند. با این حال، طلا در این زمینه سابقه قابل قبولی دارد؛ بهطوری که در بلندمدت، هم در دورههای رونق اقتصادی و هم در دورههای رکود، بازدهی مثبت ایجاد کرده است. افزون بر این، طلا در افقهای زمانی مختلف سرمایهگذاری، از جمله ۳، ۵، ۱۰ و ۲۰ ساله، از بسیاری از طبقات اصلی دارایی عملکرد بهتری داشته است.
عملکرد قدرتمند طلا تصادفی نیست؛ بلکه حاصل پویاییهای بنیادین عرضه و تقاضای آن است که ترکیبی از کمیابی طبیعی و منابع متنوع تقاضا را در بر میگیرد؛ از جمله تقاضای ناشی از جواهرات، فناوری، سرمایهگذاری و بانکهای مرکزی.
نوسان قیمت:
طلا یک ابزار تنوعبخشی مؤثر برای پرتفوی است، نه به این دلیل که نوسان پایینی دارد، بلکه به این علت که رفتار آن تفاوت معناداری با سهام و اوراق بدهی دارد. اگرچه طلا نسبت به برخی شاخصهای سهامی، سایر کالاها یا داراییهای جایگزین، نوسان کمتری دارد، اما در برخی سالها بازدهی نزدیک به ۳۰ درصد مثبت ثبت کرده است، مانند سال ۲۰۱۰، و در سالهایی دیگر زیانی نزدیک به ۳۰ درصد تجربه کرده است، مانند سال ۲۰۱۳. در مجموع، طلا در مقایسه با سهام، پروفایل عملکردی نامتقارن دارد؛ به این معنا که در زمان افت بازار سهام، عملکرد بسیار بهتری از خود نشان میدهد، اما در دورههای رشد بازار سهام، به همان نسبت عملکرد ضعیفی ندارد. با این حال، در برخی مقاطع میانمدت، طلا ممکن است عملکردی ضعیفتر از سایر داراییها داشته باشد (نمودار ۱۵).
نمودار 15: طلا در برخی مقاطع میانمدت عملکرد ضعیفتری داشته است
بازدهی سالانهشده پنجساله با پنجرههای متحرک

جمعبندی
نگرشها نسبت به طلا در دو دهه گذشته بهطور قابلتوجهی تغییر کرده است؛ تغییری که بازتابی از افزایش ثروت در شرق جهان و رشد درک جهانی از نقش طلا در پرتفویهای سرمایهگذاری نهادی است.
ویژگیهای منحصربهفرد طلا بهعنوان داراییای کمیاب، بسیار نقدشونده و با همبستگی پایین با سایر داراییها، این امکان را فراهم میکند که در بلندمدت نقش یک ابزار تنوعبخش مؤثر را ایفا کند. جایگاه طلا هم بهعنوان یک دارایی سرمایهگذاری و هم بهعنوان کالایی لوکس، باعث شده است که از سال ۱۹۷۱ تاکنون، بازدهی سالانه مرکب حدود ۹ درصد ایجاد کند؛ عملکردی قابل مقایسه با سهام و بالاتر از اوراق بدهی و کالاها.
نقش سنتی طلا بهعنوان دارایی امن موجب میشود که در دورههای ریسک بالا بیشترین کارایی را داشته باشد. در عین حال، ماهیت دوگانه آن بهعنوان دارایی سرمایهگذاری و کالای مصرفی، امکان کسب بازدهی مثبت را حتی در دورههای مساعد اقتصادی نیز فراهم میکند. این پویایی به احتمال زیاد در آینده نیز ادامه خواهد داشت؛ با توجه به تداوم نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی و نگرانیهای فزاینده پیرامون بازارهای سهام و اوراق بدهی.